سلام عرض میکنم خدمت تمامی شما دوستان و کاربران عزیز وب سایت خودشو،امروز اینجام تا زندگی نامه مارک زاکربرگ رو براتون به اشتراک بذارم،تا انتها همراه من باشید.

تولد و دوران کودکی مارک زاکربرگ

مارک زاکربرگ (Mark Elliot Zuckerberg) در 19 می 1984 در نیویورک در یک خانواده تحصیل کرده متولد و در روستای نزدیک Dobbs Ferry بزرگ شد. پدر او، ادوارد زاکربرگ، یک دندان پزشک و مادرش، کارن، به عنوان روانپزشک کار می‌کرد.

مارک از دوره دبستان از کامپیوتر استفاده می‌کرد و برنامه می ‌نوشت و خیلی زود استعداد خود را در این زمینه نشان داد. او با کمک پدرش ادوارد، برنامه ‌نویسی بیسیک آتاری را شروع کرد. یادگیری و پیشرفتش به ‌قدری سریع بود که پدرش مجبور شد یک مدرس متخصص برنامه‌ نویسی به نام دیوید نیومن را استخدام کند تا به او آموزش دهد. نیومن کار دشواری به ‌عنوان یک معلم در پیش داشت، چون پیشرفت مارک سریع ‌تر از آن بود که فکرش را می‌کرد و در نهایت باید تلاش می‌کرد شاگرد نابغه ‌اش از او جلو نیفتد. مارک در سن ۱۲ سالگی با استفاده از مبانی برنامه‌ نویسی بیسیک آتاری، یک نرم‌افزار پیام‌ رسان خانگی به نام زاکنت ساخت که تمام کامپیوتر های خانه و مطب پدرش را به هم متصل می ‌کرد و اجازه می ‌داد پیام ‌ها بین خانه و مطب منتقل شوند. زاکنت به‌ نوعی نسخه ابتدایی مسنجر AOL است که سال ‌ها بعد وارد بازار شد. مارک برای تفریح، برنامه‌ بازی ‌های کامپیوتری را تغییر می ‌داد و آن‌ ها را به نسخه ‌های پیشرفته ‌تری تبدیل می‌کرد.

جوانی و تحصیلات مارک زاکربرگ

مارک زاکربرگ در دوران دبیرستان، به آکادمی معتبر فیلیپس اکستر در نیوهمپشایر رفت و در رشته ‌ علوم ادبیات نتایج فوق‌العاده ‌ای کسب کرد، علاقه ‌اش به ادبیات کلاسیک بسیار زیاد بود و شیفته ایلیاد و اودیسه هومر بود؛ به ‌طوری‌که هم‌ زمان با دبیرستان در ادبیات کلاسیک هم دیپلم گرفت. او کاپیتان تیم شمشیر بازی مدرسه بود، ولی بیش از هر چیزی مجذوب برنامه ‌نویسی و توسعه نرم‌افزار شده بود. در همان دوران او یک نرم ‌افزار پخش رسانه‌ ای هوشمند به نام سیناپس برای فایل ‌های صوتی MP3 توسعه داد. در سال ۲۰۰۲ پس از فارغ ‌التحصیلی از فیلیپس اکستر، مارک زاکربرگ وارد دانشگاه هاروارد شد. در سال دوم حضورش در هاروارد به چهره معروف برنامه ‌نویسی کمپ دانشگاه تبدیل‌ شده بود. او برنامه ‌ای دانشگاهی به نام Course Match نوشته بود که به دانشجویان کمک می‌کرد در مورد انتخاب واحد خود با توجه به انتخاب ‌های کاربران دیگر تصمیم ‌گیری کنند و همچنین گروه ‌های مطالعاتی تشکیل دهند.

طلوع فیس‌بوک

در ۴ فوریه سال ۲۰۰۴ مارک برنامه‌نویسی وب‌سایت جدیدی را با دامنه thefacebook.com شروع کرد. چهار نفر از دوستانش (ادواردو ساورین، اندرو مک کالم، کریس هیوز و داستین موسکوویتز) او را در این کار همراهی می‌کردند. این وب‌سایت در ابتدا برای دانشگاه هاروارد طراحی شد؛ اما مدتی بعد در کالج‌ها و دانشگاه‌های دیگر هم توسعه یافت. پروژه اجتماعی آن‌ها خیلی سریع رشد کرد و مارک تصمیم گرفت دانشگاه را ترک کند و تمام‌وقت خود را به این وب‌سایت اختصاص دهد. در این زمان فیس‌بوک به روی تمامی دانشجویان باز شد. شرط اصلی داشتن یک ایمیل قابل‌ دسترس آموزشی بود و هنگام ثبت‌نام کاربران باید یک فرم اطلاعات شخصی را پر می‌کردند و یک عکس از خودشان به‌عنوان تصویر نمایه می‌فرستادند. اگر کسی به‌جای عکس واقعی خود از آواتار استفاده می‌کرد، پروفایلش حذف می‌شد.

در تابستان همان سال مارک با پیتر تیل ملاقات کرد و توانست او را راضی کند مبلغ ۵۰۰ هزار دلار روی فیس‌بوک سرمایه‌گذاری کند. او و تیمش به خانه کوچکی در پالوآلتو نقل مکان کردند که تبدیل به دفتر کاری آن‌ها شد. هنگامی‌که زاکربرگ و شریکش ادواردو ساورین متوجه شدند که ۴۰۰۰ کاربر در فیس‌بوک نام‌نویسی کرده‌اند، تصمیم گرفتند برنامه نویسان جدیدی به خدمت بگیرند. یکی از این افراد همسایه مارک، دارن مسکوویتز بود که قبل از این سرویس فیس‌بوک را برای دانشجویان دانشگاه کلمبیا، استنفورد و ییل راه‌اندازی کرده بود. مارک قصد داشت دوباره به دانشگاه برگردد؛ ولی با پیشرفت فیس‌بوک از این کار منصرف شد و تصمیم گرفت در کالیفرنیا بماند.

در اولین عرضه سهام فیس‌بوک ، مارک زاکربرگ با ۵۰۳.۶ میلیون سهم ۶۰ درصد آرای شرکت را از آن خود کرد و مرد شماره یک فیس‌بوک شد. پس از او ادواردو ساورین با ۳۵ درصد و مسکوویتز با ۵ درصد آرا در رتبه‌های بعدی شرکت قرار گرفتند. کریس هیوز هم به‌عنوان رابط مطبوعاتی فیس‌بوک انتخاب شد. در پایان سال ۲۰۰۴ شمار کاربران فیس‌بوک به بیش از یک‌میلیون کاربر رسید.

 برای توسعه فیس‌بوک و تجهیز آن به امکانات جدید نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتری بود. اکسل پارتنر و گریلوک پارتنر به ترتیب به میزان ۱۲.۷ میلیون دلار و ۲۷.۵ میلیون دلار روی فیس‌بوک سرمایه‌گذاری کردند. خیلی زود فیس‌بوک از مرزهای دانشگاهی و آموزشی فراتر رفت و یک سال بعد وب‌سایت برای تمامی افراد بالای ۱۳ سال آزاد شد. تب فیس‌بوک فراگیر شده بود.

مهم‌ترین ویژگی فیس‌بوک این بود که افرادی که در دنیای واقعی باهم دوست بودند، می‌توانستند به‌واسطه فیس‌بوک به‌طور آنلاین باهم در ارتباط باشند. مخاطبان فیس‌بوک رشد چشمگیری داشتند، ولی هنوز مشخص نبود شرکت به چه طریقی می‌خواهد کسب درآمد کند. اولین ایده آگهی‌های تجاری و تبلیغاتی بود. با توجه به اینکه مخاطبان فیس‌بوک اطلاعات کاملی از خودشان در اختیار این سایت می‌گذاشتند، مشخص بود هرکسی به چه تبلیغاتی مرتبط می‌شود. گرچه زاکربرگ علاقه‌ای نداشت صفحات وب‌سایتش را از آگهی‌های تجاری پر کند.

فیس‌بوک چگونه درآمدزایی می‌کند؟

در سال ۲۰۱۳ حجم معاملات در گردش فیس‌بوک ۷.۸۷ میلیارد دلار و ارزش خالص درآمد این شرکت به ۱.۵ میلیارد دلار می‌رسید. نرخ رشد این شرکت نیز طی سه سال شش برابر شده بود.

درآمد اصلی فیس‌بوک از تبلیغات متنی در صفحات شبکه‌های اجتماعی به دست می‌آید. تعداد روزافزون کاربران و زمانی که آن‌ها در این وب‌سایت صرف می‌کنند، به درآمدهای حاصل از تبلیغات تبدیل‌ شده است. ۸۵٪ درصد از جریان نقدی درآمد شرکت در سال گذشته از طریق تبلیغات متنی به‌ دست‌ آمده است. مابقی درآمد فیس‌بوک هم به‌واسطه خریدوفروش‌ مجازی از طریق این وب‌سایت تأمین می‌شود.

روزهای اوج فیس بوک با مارک زاکربرگ

مارک زاکربرگ و جمعی از دوستانش شامل داستین مسکوویتز(Dustin Moskovitz)، کریس هیوز(Chris Hughes) و ادواردو ساورین(Eduardo Saverin) با کمک یکدیگر وب‌سایت اجتماعی فیس بوک را راه‌اندازی کردند. شرکت‌کنندگان می‌توانستند در این سایت پروفایل بسازند، عکس بارگذاری کرده و با سایر کاربران ارتباط برقرار کنند. گروه مارک و دوستانش توانستند تا ژوئن سال 2004 این برنامه را از دامنه دانشگاه فراتر برده و یک میلیون کاربر بدست بیاورند.

در سال 2005 (1383-1384)، شرکت زاکربرگ توانست سرمایه قابل‌ملاحظه‌ای را از شرکت Acced Partners جذب کند. با اینکه در آن زمان فیس بوک تنها در دسترس دانشجویان کالج‌های برتر ایالات متحده قرار داشت، اما شرکت نامبرده 12.7 میلیون دلار در آن سرمایه‌گذاری کرد.

پس از این امر، شرکت FaceBook پا فراتر گذاشت و به سایر دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و مدارس بین‌المللی نیز اجازه دسترسی داد. به طوری که در ماه دسامبر 2005(آذرماه 1384)، میزان عضویت در این سایت به بیش از 5.5 میلیون کاربر رسید. این سایت همچنین مورد توجه بسیاری از شرکت‌های خواستار تبلیع هم قرار گرفت. از آنجایی که مارک زاکربرگ قصد فروش سهام شرکت خود را نداشت، پیشنهادات شرکت‌هایی نظیر یاهو و شبکه‌های MTV را نپذیرفت. درعوض، تمرکز خود را بر گسترش و پیشرفت بیشتر این سایت معطوف کرد.

خرید اینستاگرام، آکیولس ریفت و واتساپ

مارک زاکربرگ یک استراتژیست بزرگ است که شرکت‌های مستقل را خریداری می‌کند تا زیر چتر فیس‌بوک به فعالیت‌های خود ادامه دهند. در آوریل سال ۲۰۱۲ او اینستاگرام را که بزرگ‌ترین برنامه اشتراک‌گذاری عکس‌های تلفن همراه است، خریداری کرد. اینستاگرام در آغاز یک اپلیکیشن iOS بود که توسط مایک کریگر و کوین سیستروم برنامه‌نویسی شده بود. در حال حاضر این برنامه برای سیستم‌عامل اندروید نیز در دسترس است.

در ماه مارس سال ۲۰۱۴ او اقدام به خرید شرکت آکیولس ریفت و امتیاز هدست واقعیت مجازی کرد. این شرکت توسط پالمر فریمن لاکی رهبری می‌شد و زاکربرگ برای خرید آن ۲۰۰ میلیون پول نقد پرداخت و ۲۳.۱ میلیون دلار از سهام فیس‌بوک را واگذار کرد. درصورتی‌که این شرکت در آینده نقطه عطفی داشته باشد، فیس‌بوک ۳۰۰ میلیون دلار دیگر نیز پرداخت خواهد کرد.

در اکتبر ۲۰۱۴، مارک زاکربرگ پروژه واتس‌اپ را به مبلغ ۲۲ میلیارد دلار خریداری کرد که ۵۹.۴ میلیارد دلار آن نقد و مابقی از سهام فیس‌بوک پرداخت شد. واتساپ یک اپلیکیشن مسنجر پیام‌رسان است که در سال ۲۰۰۹ توسط یان کوم و برایان اکتون راه‌اندازی شده است.

شریک زندگی مارک زاکربرگ

زاکربرگ در سال 2012 با پریسیلا چان، دانشجوی چینی-آمریکایی رشته پزشکی هاروارد ازدواج کرد. این زوج یک روز پس از IPO فیس بوک ازدواج خود را رسمی کردند. حدود 100 نفر در کالیفرنیا برای شرکت در جشن ازدواج مارک و پریسلا دعوت شدند.

فرزندان مارک زاکربرگ

مارک دو فرزند دختر به نام های مکس متولد 30 نوامبر 2015 و آگوست متولد 28 آگوست 2017 دارد. از انتظارات این زوج این است که هر دو فرزندشان جزو شبکه فیس بوک باشند. شرط مکس برای پیوستن به این شبکه این بود که پدرش دو ماه کامل را مرخصی گرفته و با آنها وقت بگذراند.

 سخنان به یاد ماندنی

  • بزرگ‌ترین ریسک، ریسک نکردن است. در دنیایی که به‌سرعت در حال تغییر است، تنها استراتژی شکست خوردن، ریسک ناپذیری است.
  • سریع حرکت کن و همه‌چیز را به هم بریز. تا زمانی که هنجارشکن نباشید، نمی‌توانید پیشرفت کنید.
  • سؤال این نیست که ما می‌خواهیم چه‌کاری برای مردم انجام دهیم؛ بلکه این است که مردم می‌خواهند چه چیزی از خودشان بگویند.
  • اگر محصولی داشتید که از آن راضی بودید، باید همه‌چیز را بر رشد آن محصول متمرکز کنید.
  • ما فیس‌بوک را به‌عنوان یک شرکت تأسیس نکردیم. هدف ما یک مأموریت اجتماعی بود: اینکه جهان را محیطی بازتر و مردم را به هم مرتبط‌تر کنیم.
  • یکی از قوانین کسب‌وکار این است که اگر شما اول کارهای ساده‌تر را انجام دهید، می‌توانید به پیشرفت قابل‌ توجهی برسید.  
  • هدف ما ساختن یک پلتفرم نیست، بلکه این است که از همه‌ی آن‌ها رد شویم.

منابع:موفق شو،زومیت