برای اعضای تیم خود وقت شناس باشید

این وقت شناسی به چه معناست؟ می دانیم که وقت شناس بودن در عین راحت بودن بسیار ساده هم به نظر می رسد. اما این وقت شناسی  هم از نوع وقت شناسی و ارزش قائل شدن برای وقت اعضای تیم و هم مستقیما به رفتار ها و تعاملات شما با افراد و اعضای تیم خود مربوط می شود. این که در جلسات و … به موقع حاضرشوید و برای اعضای تیم ارزش قائل باشید و هم از هر نوع برخورد شما چه از نوع مثبت و چه منفی در چه زمانی و یا بهتر است بگوییم در زمان مناسب خود انجام شود.

اما واقعیت این است که اکثر مدیران ثابت نمی کنند  و یا این مهارت را ندارند که نشان دهند که برای کارکنان خود تا چه اندازه ارزش قائل هستند.

به موقع حاظر شدن در جلسات با اعضای تیم اولین موردی است که می توانید برای جلب اعتماد و احترام انجام دهید. حتی اگر دیر کردن جز فرهنگ شرکت است و مدیر شما در جلسات دیر حاضر می شوند، به این معنا نیست که این کار شیوه مدیریتی سالم و مفیدی است.

تصور کنید بر روی یک پروژه سخت کار می کنید تا کارتان را به موقع و سر وقت تحویل شود. بدین وسیله قصد دارید ضمن نشان دادن مدیریت زمانی خود مهارت های خود را هم برای پیشرفت شغلی به رخ مدیر خود بکشید. حال با این وسواس زمانی که در کار خود داشتید در این جلسه یک ساعت منتظر مدیر خود می مانید.

حال نظر و آنچه در رابطه مدیر خود در سر می پروراندید به کلی تغییر کرده است. دیگر این مدیر برای شما قابل اعتماد نخواهد بود.

بخشی از چیزی که موجب می شود افراد از کارشان خسته شوند ناکامی و ناامیدی مداوم و احساس عدم کنترل، اعتماد و عدم مدیریت درست در کارشان است. زمانی که تیم شما نمی داند چه زمانی شما به جلسات می رسید، آنها احساس نمی کنند در کار و وقت شان کنترل دارند و این آنها را از کار خسته می کند.

حتی اگر این به معنای کوتاه کردن جلسه دیگری باشد، به موقع در جلسات‌تان با اعضای تیم خود حاضر شوید.

 کارکنانتان را خوب بشناسید

اگر قصد دارید به یک مدیر موفق تبدیل شوید، باید کارکنان خود را به خوبی بشناسید و صحبت کردن یکی از بهترین روش های شناخت آنان است. شما می توانید با آنها ناهار خورده و درباره موضوعات مورد علاقه شان صحبت کنید. هر چه بیشتر و بهتر کارکنان خود را بشناسید، بهتر می توانید تیم خود را هدایت کنید.

فراموش نکنید که شما مدیر هستید

طوری رفتار نکنید که کارکنانتان فراموش کنند که مدیری وجود ندارد. در همه اوقات، با رفتارهای مناسب و تصمیمات قاطع خود به آنان نشان دهید که صرفنظر از اینکه روحیه تیمی خوبی در سازمان وجود دارد و همه وظایفشان را به خوبی انجام می دهند ولی این شما هستید که تصمیم آخر را می گیرید و شما مدیر هستید.

 مسئولیت اشتباه کارمندتان را به عهده بگیرید

اگر روزی یکی از زیردستانتان اشتباهی را مرتکب شد خونسرد باشید فکر کنید این اشتباه خودتان است حتی اگر اینگونه هم نباشد باید عاقلانه برخورد کنید با این کار شما فرهنگ سازی میکنید فرهنگی که اگر کارمندتان اشتباهی کرد دست پاچه نشود و با خیال راحت آن را با شما در میان بگذارد. با این کار شما یه کارمندتان اجازه رشد و پیشرفت بیشتری میدهید افرادی که از اشتباهاتشان درس میگیرند موفق ترند. کسی که یکبار اشتباه میکند در دفعات بعدی جسارت بیشتری را برای انجام امور دارد. برای دستاوردهای کارمندتان ارزش و میزان قرار ندهید بگذارید خودشان ارزیابی کنند تا انگیزه کاری بیشتری داشته باشند.

زندگی نامه وارن بافت

 مدیران خوب با واژه‌ای به‌نام مشکل غریبه هستند

یکی از اهداف اصلی مدیران حل مسئله است نه مشکل ، مکل در واقع ، مسئله‌اي است که مرز و حدود علل و سرچشمه‌های آن براي ما مشخص نيست.  لذا زمانی‌که اطلاعات، دانسته‌ها و آگاهي مدیران از عوامل ايجاد کننده يک مسئله کافي نباشد، با مشکل مواجه می‌شوند. مسئله يک گام از مشکل جلوتر است. مدیران خوب می‌دانند که مساله گامی فراتر از مشکل است، آنها به‌علاوه ريشه‌هاي موضوعات را می‌دانند و به‌همین دلیل با مساله روبرو هستند نه مشکل. پس مشکلات حل نمي‌شوند مگر آنکه ابتدا به مسئله تبديل شوند. مدیران خوب در سطوح مختلف تصمیم‌گیری عملکردی سریع و سنجیده دارند و هرگاه در حین انجام کاری به مساله‌ای برخورد می‌کنند، به‌جای نگرانی و دلسردی به‌دنبال راه حل می‌روند.

مدیران خوب رهبری می‌کنند

مدیران خوب هم‌چون رهبرانی توانمند، الهام‌بخش پیروان خود در راه تعالی هستند و به ایشان می‌آموزند که «خوب، دشمن عالی» است.  مدیریت یعنی پرورش و توسعه، توفیق، مسئولیت‌پذیری و اجرا، رهبری یعنی تأثیرگذاری، هدایت در یک مسیر و زمینه، اقدام و ایده‌پردازی. تفاوت میان این دو اساسی است، و مدیران خوب این مهم را درک می‌کنند. مدیران با خصوصیات رهبران، توانایی مدیریت بر دلهای کارکنان خود را دارا بوده و در عین جدیت و قاطعیت مثال‌زدنی، ارتباطی موفق با کارکنان داشته و کارکنان برخوردهای اصلاحی ایشان را پدرمآبانه و دلسوازنه می‌دانند.

مدیران خوب مورد اعتماد تیم خود هستند

تا به حال این سوال مهم را از خود پرسیده اید که : آیا تیم من به من اعتماد دارد؟ اغلب اوقات مدیران برای تسکین و آرام کردن تیم خود چیزی می‌گویند اما در عمل کار دیگری را انجام می‌دهند و همین امر باعث بی اعتمادی تیمشان به آن‌ها می‌شود. مدیران خوب به تیم خود وعده می‌دهند اما زمانی که برنامه ها تغییر می‌کند به تیم خود درباره آن توضیح می‌دهند. اعتماد کسب نوعی احترام برای یک مدیر است و احترام یک عامل اصلی در مدیریت است.

مدیران خوب  قدرت «نه» گفتن دارند

ممکن است خیلی سخت باشد اما مدیران خوب از نه گفتن نمی‌ترسند. آن‌ها درک می‌کنند که این نه گفتن ممکن است همه را خشنود نکن حتی اگر تصمیم آن‌ها درست  باشد. این نه گفتن می‌تواند برای درخواست های کاری جدید که از طرف اعضای تیم به مدیران داده می‌شود باشد که مدیر معتقد است که نمی‌تواند یا نباید موافقت کند.

0 تا 100 کسب درآمد از تلگرام

دانش صنعت

شما از صنعتی که در آن مشغول به‌کار هستید، چقدر آگاهی دارید؟ برای اینکه بتوانید پاسخ‌گوی پرسش‌ها باشید و کارهایتان را به‌ نحو مؤثری انجام بدهید، باید از دانش صنعت برخوردار باشید. شاید کارگران نیازی به دانش صنعت نداشته باشند، اما یک مدیر موفق، تاحدودی از این دانش برخوردار است.