سلام عرض میکنم خدمت تمامی شما دوستان و کاربران خوب وب سایت خودشو،همراه من باشید که قراره امروز 5 کتابی که هر شخصی قبل از مرگش باید بخونه رو بهتون معرفی کنم،خیلی خب بهتره که من دیگه حرف های اضافه رو بذارم کنار و برم سراغ اصل مطلب،همراه من باشید.

تختخوابت را مرتب کن
ویلیام اچ. مک ریون، ژنرال بازنشسته‌ی نیروی دریایی آمریکا در کتاب تختخواب خودت را مرتب کن، به بیان ده درسی که در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفته، می‌پردازد. این کتاب که از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز و درباره چیزهای کوچکی‌ست که می‌توانند زندگی‌ و شاید دنیا را تغییر دهند.کتاب تختخواب خودت را مرتب کن (Make your bed) دارای 10 فصل است و هر فصل به یکی از اصول رفتاری و تربیتی یگان ویژه نیروی دریایی ایالات‌ متحده آمریکا می‌پردازد. این رویکردهای رفتاری، ویژگی‌هایی هستند که می‌تواند زندگی روزمره افراد و اجتماع را بهبود بخشد و به پیش ببرد. دریاسالار مک‌ریون چکیده این کتاب را در قالب سخنرانی جشن دانش‌آموختگی دانشگاه تگزاس انجام داده است.

خودت باش دختر
کتاب خودت باش دختر ، از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون و نیویورک تایمز در سال 2018 است که با نگرش مستقیم بر سبک زندگی زنان و دختران نوشته شده است. اگر بخواهیم محتوای این کتاب را در یک جمله خلاصه کنیم این کتاب درباره‌ی خودباوری و مسئولیت‌پذیری لازم برای شادی و رضایت در زندگی زنان و دختران نوشته شده است. در این کتاب پروتوتایپ‌ها و تصاویر قالبی شکل گرفته توسط جامعه، رسانه و خانواده، از زندگی یک زن مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس الگوی طبیعی و خوشبختانه‌ای دیگر از زندگی ترسیم و معرفی می‌شود.در پشت جلد این کتاب آمده است: تا به‌ حال این فکر به‌ سرتان زده که آن‌ قدرها هم که باید خوب نیستید؟ که به‌ اندازۀ‌ کافی لاغر نیستید؟ که مادر بدی هستید؟ آیا این فکر به سرتان زده که لیاقت‌تان همین‌ است که با شما بدرفتاری شود؟ که هیچ ارزشی ندارید و هرگز به ‌جایی نخواهی رسید؟ تمامی این‌ها دروغ است. دروغ‌هایی که توسط جامعه، رسانه‌ها، خانواده‌هایمان، یا صادقانه بگویم، توسط خود شیطان ساخته شده و تداوم یافته‌اند. این دروغ‌ها برای اعتماد به‌ نفس و توانایی‌های ما خطرناک و ویرانگر هستند. بزرگ‌ترین گناه این دروغ‌ها این است که اصلاً آن‌ها را نمی‌شنویم. ما به‌ ندرت دروغ‌هایی را که دربارۀ خودمان ساخته‌ایم می‌شنویم چون سال‌هاست که آن‌ها با صدای بلند در گوش‌هایمان نجوا می‌شوند و از این‌ رو شنیدنشان تبدیل به امری عادی شده است. حرف‌های نفرت‌انگیزی که هر روز بر سرمان آوار می‌شوند اما متوجه‌شان نمی‌شویم. در کتاب خودت باش دختر در می‌یابیم که تشخیص دروغ‌هایی که در مورد خودمان باور کرده‌ایم کلید تبدیل شدن به نسخۀ بهتری از خودمان است. اگر هم‌ زمان با علم به اینکه بر ناملایمات زندگی‌مان تسلط داریم بتوانیم مرکز اصلی آن‌ها را نیز پیدا کنیم آن‌ وقت است که می‌توانیم به‌درستی مسیرمان را تغییر دهیم.

نمی‌گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد

 این کتاب به شما مهارت‌هایی می‌آموزد که با آن فشارها، استرس‌ها و نگرانی‌های موجود را کنترل کنید و در نتیجه زندگی لذت‌بخشی داشته باشید. در توضیح پشت جلد می‌خوانیم: «در این کتاب هدف این است که به شما نشان دهیم چطور می‌توانید فعال و سازنده و با شور و نشاط و حتی متوقع زندگی کنید و قربانی تلاش‌های خودتان نباشید. ما مجموعه‌ی قدرتمندی از مهارت‌ها را به شما می‌دهیم تا روئسا، همکاران، ناظران، همسر، بچه‌ها، والدین، همسایه‌ها، دوستان، عزیزان دیگر کـسانی که هر روز با آن‌ها سروکار دارید، نتوانند اعصابتان را به هم بریزند. به‌ ندرت همه‌ی این اشخاص همیشه باعث ناراحتی ما می‌شوند، اما بسیاری از ما گاهی اجازه داده‌ایم کـسی دکمه‌ی اعصابمان را فشار دهد. زندگی کوتاه و ارزشمند است. ما می‌خواهیم به شما کمک کنیم در کاری که انجام می‌دهید، موفق باشید و از این سفر لذت ببرید. ما به شما نشان خواهیم داد که چطور واکنش‌های افراطی‌تان را نسبت به اشخاص و موضوعاتی که دکمه‌ی اعصابتان را فشار می‌دهند، مهار کنید.» کتاب حاضر در ده فصل تدوین شده که عنوان آن‌ها از این قرار است: «چطور به اشخاص و موضوعات اجازه می‌دهیم دکمه‌ی اعصاب ما را فشار دهند»، «باورهای نامعقولی که باعث می‌شود به دیگران اجازه دهیم اعصابمان را به هم بریزند»، «ترجیحات واقع‌بینانه: جایگزینی مناسب برای تفکر نامعقولی که باعث ناراحتی ما می‌شود»، «ده باور نامعقول که با استفاده از آن‌ها به اشخاص و موضوعات اجازه می‌دهیم بی‌جهت اعصابمان را به هم بریزند»، «چگونه تفکر نامعقولتان را تغیر دهید: چهار گام به سوی موفقیت»، «چگونه در محل کار اجازه ندهید افراد و موضوعات اعصابتان را به هم بریزند»، «همسران: اصلی‌ترین عامل به هم ریختن اعصاب»، «فرزندپروری: آزمون یکی به آخر»، «کثرت عواملی که اعصابتان را به هم می‌ریزد» و «در مقابل آن‌ها بایستید».

کتاب اثر مرکب
آیا به دنبال کسب موفقیت هستید؟ می‌خواهید موفق‌تر از امروز باشید؟ حتی موفق‌تر از آن‌که تا به حال تصورش را هم نکرده بودید؟ موضوع کتاب همین است. تصمیمات شما سرنوشت‌تان را رقم می‎زنند. سرنوشت، چیزی است که خودتان آن را می‎سازید. تصمیمات کوچک روزانه‌تان، شما را به‌سمت زندگی‌ای که به دنبالش هستید یا به‌سمت فاجعه سوق می‌دهد.همین تصمیمات کوچک، زندگی ما را شکل می‌دهند. کافیست تنها دو میلی‌متر از مسیر حرکت‌تان خارج شوید، آن وقت مسیر زندگی‌تان به‌کلی تغییر خواهد کرد. چیزی که به‌ظاهر خیلی کوچک به نظر می‌رسید، حال می‌تواند تبدیل به اشتباهی بزرگ شود. همان‌طور که دو میلی‌ متر اشتباه محاسباتی باعث می‌شود به کل دچار تغییر مسیر در زندگی‎تان شوید، تنها دو میلی‌متر تصحیح مسیر می‌تواند شما را به مقصد برساند. نکته مهم، پیدا کردن یک طرح و برنامه است؛ یک راهنما و نقشه که به شما نشان دهد مقصد کجاست؛ نقشه‌ای که به شما نشان دهد چگونه به آن‌جا برسید و چگونه در مسیر باقی بمانید. این کتاب، همان نقشه جامع و ملموس است. اجازه دهید این کتاب، انتظارات شما را تغییر دهد، فرضیات قبلی شما را پاک کند، حس کنجکاوی‌تان را بر‌انگیزد و به زندگی شما ارزش دهد.

من پیش از تو
کتاب «من پیش از تو» نوشته‌ی «جوجو مویز» و ترجمه‌ی است. کتابی که پیش رو دارید، یک رمان عاشقانه در سبکی متفاوت است. عشقی ورای عشق‌های زمینی و داستانی که اگرچه عشق موضوع اصلی آن است؛ اما عاشقانه نیست. این اثر داستان زندگی مرد جوان و ماجراجویی است که با علاقه‌ی فراوان، ورزش‌های خطرناکی انجام می‌دهد و در یک حادثه تمام زندگی‌اش دچار تغییر می‌شود. در بخشی از این رمان می‌خوانید: «رهبر ارکستر قدمی به جلو برداشت و با پا دو بار به سکو ضربه زد، یک هیس قوی سالن را فراگرفت. سکوت برقرارشده زنده و مشتاق بود. بعد رهبر ارکستر چوبش را به حرکت درآورد و یک‌باره صدای ساز درنهایت شفافیت سالن را پر کرد، موسیقی حالا برایم عینیت مادی پیدا کرده بود؛ چیزی نبود که فقط از راه گوشم بشنوم؛ بلکه در تمام وجودم جاری ‌شده بود، اطرافم را گرفته و حواس پنج‌گانه‌ام را به لرزه انداخته بود. پوستم سوزن‌ سوزن شده و کف دستم عرق کرده بود... قوه‌ی تخیلم به طرز غیرمنتظره شکوفا شده بود؛ همان‌طور که نشسته بودم، هیجان‌های گذشته یک‌باره در وجودم غلیان پیدا کردند. افکار و ایده‌های نو در ذهنم پیچیدند، گویی به بینش و بصیرت دیگری دست ‌یافته‌ام. خیلی چیزها بود؛ اما اصلا دلم نمی‌خواست به پایان برسد، دوست داشتم تا ابد همان‌جا بنشینم...» جوجو مویز یک روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی انگلیسی است که از سال 2002 رمان‌های پراحساسی را قلم ‌زده است. او تنها کسی است که تابه‌حال توانسته دو بار موفق به کسب جایزه‌ی انجمن رمان‌نویسان رمانتیک شود و آثارش جزو پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز است.